کدوم شهروند به کدوم عملکرد کامپیوتر علاقه داره؟
تهرانی: Shortcut
قزوینی: Backup
اصفهانی: Save
شیرازی: Ignore
رشتی: Share
تبریزی: Hang!!!!!
..................
غضنفر در حالیکه فقط یه زیرپیراهنی و یه شورت پوشیده بود داشت توی خونه تلویزیون
تماشا میکرد.
عیالش بهش گفت : پاشو یه چیزی روی شورتت بپوش چون الان برامون مهمون میرسه.
غضنفر هم حرف زنش رو گوش کرد و بلافاصله رفت یه شورت دیگه روی شورتش پوشید !
..................
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
...................
آنگاه که ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي کني, به خاطر بياور که
زيابيي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.
.....................
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه
خدانگهدار،
شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه
.................
براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به
او دروغ گفتم : نه! هيچوقت...
تا مبادا دلش بشكند
................
درزیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر
واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.
روزت مبارک مادر
...................
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر
صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر
است
..................
به ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد و لحظه هاي نشيب را
كه اعتمادم به ياد مي آورم افراي افراشته اي را به ياد مي آورم مادرم را ...
....................
آسودگي از محن ندارد مادر آسايش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش
ورنه غم خويشتن ندارد مادر
(
پارس تک )
...................
Dictionary shirazi : Yes : ha vallo No : na kako Really : ha a! Oh my god : ya
abelfazl Why : barey chi chi? Am I right? : may na? Bye : kari bari
..................
یه بچه به مامانش میگه, مامان امروز که نبودی خاله سحر اومد با بابایی رفتن تو اتاق
خواب . . . مامانش, خوب بذار بقیشو بابت که شب اومد بگو. بابا که اومد مامان میگه
خوب عزیزم چی میگفتی؟ . . . رفتن تو اتاق خواب با هم از اون کارای میکردن که شما و
عمو جمشید میکردین
...............
ترکه به نامزدش میگه 4 شنبه به 4 شنبه دیره همو ببینیم , بیا 2 شنبه به 2شنبه همو
ببینیم
..................
به تركه ميگن بچت حشيش ميكشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره
تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش ميكشي؟ پسره ميگه نه بابا
چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت
...............
ترکه رو برق مي گيره، مي ميره، فاميلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه مي خونن
..............
صدفها صدای دریا را با خود دارند، فلسهای ماهی بوی ماهی را؛ اما استخوانهای
انسان هیچ نشانی از انسانیت ندارند
